سلام

چند شب پیش رفته بودیم زیارت حضرت عبدالعظیم حسنی(ع). جاتون خالی افطار هم اونجا بودیم.

خیلی خوش گذشت. بعد از شام تنهایی رفتم زیارت که مثلا با خدا خلوت کنم. خواهر زادم زهرا کوچولو که دو سال و نیمشه هم میخواست باهام بیاد اما به مادرم و خواهرم گفتم سرشو گرم کنید تا من برم و بیام. کاش با خودم برده بودمش.

وقتی برگشتم دیدم مادرم تنهاست و بقیه نیستن پرسیدم بقیه کجان گفت اونجا دم در سرویس بهداشتی بانوان

گفتم اونجا چه کار میکنند چیزی و برام تعریف کرد که واقعا از اینکه زهرا رو با خودم نبرده بودم پشیمون شدم.

نمیدونم اسمشو چی بزارم زن خانم .... هر اسمی که براش گذاشتید به پسوند دزد هم بهش اضافه کنید .

این خانم دزده از یک لحظه فقط و فقط یک لحظه غفلت ما استفاده کرد و زنجیر گردن بچه رو کشید و باخودش برد بعد هم فرار کرد تو سرویس بهداشتی پلیس اومد تخیلیه کرد اما طرف فرار کرده بود.

این وسط هیجکدوم از خانوما ندیدن دزد چه شکلیه فقط شوهر خواهرم دیده بود که هر چی اونجا واستاد نتونست شناسایی کنه

خلاصش اینکه گردن بچه زخم شد یه زنجیر 180تومنی هم شد صدقه سرش

خدا رو شکر کردم که خودشو بغل نکرده ببره به خاطر النگوش وگرنه ماکجا باید پیداش میکردیم

زهرا با زبون کوجولوش میگه دنجیر اوف یعنی زنجیرمو کشید گردنم درد گرفت.

نمیدونم شمایی که داری این متنو میخونی بچه دور برت هست یا نه ولی ترو خدا وقتی میرین جاهای شلوغ حتی یک لحظه چشم ازش برندارین

میره بازی کنه بذارین بره ولی خودتون هم باهاش باشین اینبار زنجیر بود ولی اگه خدایی نخواسته خودشو برده بود که واویلا میشد.

 

گل رز